تبليغاتX
نمي دانم رفتنت را ، به پاي کدامين گناه خود بگذارم ؟ عشقم ؟ صداقتم ؟ شايد هم صميميتم ؟ بگو تا بدانم !.......

واپسین لحظه های زیبای عشق

+ يادگاري از : سکوت در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و لحظه عشق 16:47 |

شبي غمگين

 شبي باراني و سرد

 مرا در غربت فردا رها كرد

 دلم در حسرت ديدار او ماند

 مرا چشم انتظار كوچه ها كرد

 به من ميگفت : تنهايي غريب است !!!

 ببين با غربتش با من چه ها كرد

 تمام هستي ام بود و ندانست كه در قلبم چه آشوبي به پا كرد

 و او هرگز شكستم را نفهميد اگرچه تا ته دنيا صدا كرد....

 

+ يادگاري از : سکوت در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و لحظه عشق 16:45 |

+ يادگاري از : سکوت در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و لحظه عشق 16:42 |

+ يادگاري از : سکوت در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و لحظه عشق 16:40 |

+ يادگاري از : سکوت در پنجشنبه هفتم دی 1385 و لحظه عشق 15:33 |

سلام به همه دوستان.

سلام گرم به دوستای گلم.که منو تنها نمیذارن و از تنهایی در میارنم.

اومدم بگم من امتحاناتم داره شروع میشه و باید بشینم درس بخونم.

اگه دیر به دیر آپ کردم ناراحت نشید.

دلم واسه همتون تنگ میشه.

 

راستی اگه ممکنه واسم دعا کنید این ترم قبول شم.

 

فراموشم نکنیییییییییییییییییییییید هاااااااااااااااااااااااااااااا.

 

بازم بهم سر بزنید.

اومدم آپ کردم بهتون خبر میدم.

به امید دیدار دوستان عزیز.

دعا کنید قبول شم.

فدای همتون.

اینم یه عکس از خودم. ( سمت چپی ....‌‌B4...منم )

اگه هم دوست داشتید اوون یکی وبلاگم هم ببینید.

البته اگه از رپ خوشتون میاد.

نام : بردیا .....لقب : B4.....سبک : رپ

B4 Rapper کلیک کن

 

+ يادگاري از : سکوت در شنبه دوم دی 1385 و لحظه عشق 23:2 |
خسته شدم

دیگه از خستگیام خسته شدم

دیگه ار بستگیام بسته شدم

میزنم تیغ به بند بستگی

مگه آزاد بشم ز خستگی

بسه تنهایی دیگه توی قفس

بسه این قفس بدون همنفس

دیگه بسه تشنگی بدون آب

خوردن فریب و نیرنگ سراب

واسه هرکی دل من تنگ میشه

تا میفهمه دلش از سنگ میشه

دوستی از روی زمین پاک شده

مردی و مردانگی خاک شده

هر کی فکر خودشه تو این زمون

تو نخ آب یخ و گرمی نون

باید حرف دلمو گوش کنم

همه دنیا رو فراموش کنم

دستمو بلند کنم به آسمون

خودمو رها کنم ار این و اون

دلمو جدا کنم از آدما

سینمو پر کنم از یاد خدا

دیگه بسه دیگه بسه انتظار

ابر رحمت به سر دنیا ببار

شب تاره شب تاره شب تار...

آسمون ، خورشید و بردار و بیار

 

+ يادگاري از : سکوت در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و لحظه عشق 14:22 |

 

+ يادگاري از : سکوت در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و لحظه عشق 14:16 |

آنقدر بوسیدمش تا خسته شد

خسته از بوسیدن پیوسته شد

خواست تالب بر شکایت باز کند

لب نهادم بر لبش تا بسته شد 

 

 

+ يادگاري از : سکوت در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و لحظه عشق 13:58 |

 چه قد سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو دزديده و به جاش يه

زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينکه لبريز از کينه و

 نفرت شوي، حس کني که هنوزم دوسش داري، چه قد سخته تو خيالت

 ساعت ها باهاش حرف بزني امّا وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني

 بگي... چه قدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس

 کنه، امّا مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوسش داري

 

 

+ يادگاري از : سکوت در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و لحظه عشق 13:47 |

  اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ." ايتاليايي ها ميگن:"عشق يعني ترس از دست دادن تو !" ايراني ها ميگن :"عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود

------------------

 سه جمله ي زيبا

: 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد

+ يادگاري از : سکوت در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و لحظه عشق 13:37 |

+ يادگاري از : سکوت در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و لحظه عشق 13:31 |

سلام دوستان.

 

شرمنده دیر آپ کردم.امتحان داشتم.

 

راستی هم تولد خودمه ..هم تولد وبلاگم.....

 

تولد...تولد...تولدمون مبارک.

 

همه دوستان دعوتید...

 

همیشه موفق باشید.

 

+ يادگاري از : سکوت در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و لحظه عشق 10:48 |

+ يادگاري از : سکوت در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و لحظه عشق 23:14 |

سكوتم را به باران هديه كردم

تمام زندگي را گريه كردم

نبودي در فراق شانه هايت

به هر خاكي رسيدم تكيه كردم


+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و لحظه عشق 22:29 |
 مانده ام در کوچه هاي بي کسي      


                                   ســـنــگ قـــــبرم را نمي سازد کسي


          مُـــــــردم و خــــــــــــاکسـتـــرم را بــاد بــرد

                                   بـــهتـرين يــــــــــارم مـــــــــرا از يـــــــــاد

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و لحظه عشق 22:25 |
وقتی از مادر متولد شدم ، صدایی در گوشم  طنین انداخت .

که بعد از این با تو خواهم بود

به اوگفتم که کیستی ؟ گفت : غم

فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با او بازی خواهم کرد

ولی بعدها فهمیدم ! که من عروسکی هستم در دستان غم .

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:49 |
+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:37 |

 همیشه کسی رو دوست داشته باش

 

که قلب بزرگی داشته باشه

 

چون اینجوری دیگه مجبور نیستی

 

واسه اینکه تو قلبش جا بگیری خودت رو کوچیک کنی


+ يادگاري از : سکوت در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:37 |

میگی عاشق بارونی

 ولی وقتی بارون میاد چتر رو سرت باز می کنی

میگی عاشق برفی

ولی تحمل یه گلوله برف رو نداری

میگی عاشق پرنده ای

ولی میندازیش توقفس

میگی عاشق گلی

ولی از شاخه جداش می کنی

انتظار داری نترسم وقتی میگی عاشق من هستی؟!

+ يادگاري از : سکوت در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:36 |

تو مث اونا نباش اونا وفادار نبودن

محض خاطر کسی هیچ شبی بیدار نبودن

تو مث اونا نباش اونا به هم راس نمی گن

به دل دیوونه هر چی که دلش خواس نمی گن

 

+ يادگاري از : سکوت در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:28 |
دلا شبها نمی نالی به زاری

سر راحت به بالین می گذاری

تو صاحب درد بودی ناله سر کن

خبر از درد بی درمان نداری؟

بنال ای دل که مرگت زندگانی است

مباد آندم که چنگ نغمه سازت

زدردی بر نیانگیزد نوایی

مباد آندم که عود تار و پودت

نسوزد در هوای آشنایی

+ يادگاري از : سکوت در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:23 |

+ يادگاري از : سکوت در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و لحظه عشق 20:59 |

ازياد نمي برم تو را

و

عشق زيباي تو را

لحظه قشنگ دوست داشتن

و

به اوج رسيدن

خواستني و تمام نشدني

حالا اينجا کنار اين همه خاطرات باراني

تنها به تو مي گويم دوستت دارم

 

که مي خواهم بماني ؛بمانم

نه در لحظه ها و ثانيه ها

نه!

که در تمام نفسها

بي دريغ تر از هميشه

حضور معطر تو بودن درست ان زمان که نيستي

و

لحظه ها با بوي خاطراتمان  جان مي گيرد

مي مانند

براي من يک نگاه تو همين قدر که بدانم هستي کافيست

حالا همين جا وهر جا که نباشم وباشي

يک حس اشنا

مرا با خود مي برد فرياد مي زند

که هستم با تو

کنار تو

+ يادگاري از : سکوت در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و لحظه عشق 20:49 |
چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله
 
لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت .
 
مادرش از پنجره نگاهش میکرد و از شادی کودکش لذت میبرد .ا
 
 مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا میکند.ا
 
 مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد
 
 پسرش را صدا زد . پسر سرش را برگرداند
 
ولی دیگر دیر شده بود ....ا
 
 تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد .
 
مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت .ا
 
 تمساح پسر را با قدرت میکشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر
 
 زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند . کشاورزی که در حال
 
عبور از آن حوالی بود , صدای فریاد مادر را شنید , به طرف آنها
 
دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را کشت .ا
 
 پسر را سریع به بیمارستان رساندند . دو ماه گذشت
 
 تا پسر بهبودی مناسب بیابد . پاهایش با آرواره های
 
 تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش
 
جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود .ا
 
 خبرنگاری که با کودک مصاحبه میکرد از و خواست تا جای
 
 زخمهایش را به او نشان دهد .ا
 
 پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد ,
 
سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت :
 
این زخم ها را دوست دارم , اینها خراش های
 
عشق مادرم هستند ....
+ يادگاري از : سکوت در شنبه یازدهم آذر 1385 و لحظه عشق 20:20 |

 

 

 

مهتاب چه آرا م نگاهش را بر ساحل دریا دوخته ساحلی که

 

 امواج اقیانوس حتی یک لحظه تنهایش نگذاشتند و همیشه غمهایش

 

را در دل اقیانوس مدفون ساختند مهتاب از این صحنه بر خود

 

می بالد و نورش را چه سخاوتمندانه بر پیکره ساحل و دریا

 

می پاشد .

 

 

 

+ يادگاري از : سکوت در شنبه یازدهم آذر 1385 و لحظه عشق 20:16 |

 

 

+ يادگاري از : سکوت در جمعه دهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:58 |

فراموشـــی به این آسونیا نیست

 

   امید من دلم از تو جـــــدا نیســت

   

    می خوام تو یاد من عشقت بمیره

   

   ولی ازقـلب من مهرت رها نیست  

 

   دارم آتـیش می گـیرم از جــدایی 

 

     ولی هیشکی به فکر قلب ما نیست

  

  خــــدایا پس مــیون ایـن همه دل

 

   چـرا حتی یکی شون با وفا نیست

 

  همه دنــیا می دونن ایـن حــدیثو

 

   کـه آرامــش برای عاشــقا نیست

 

+ يادگاري از : سکوت در جمعه دهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:56 |

 

+ يادگاري از : سکوت در جمعه دهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:46 |

 

 

 

دلخوش عشق شما نيستم ای اهل زمين...


به خداوند که معشوق من آن بالاييست...


می نویسم از تو


از تو ای شادترین تازه ترین


نغمه عشق


تو که سرسبز ترین منظره ای


تو که سرشارترین منظره رانزد تو پیدا کردام


وتوکه سنگ صبورم بودی در تمام لحظاتی که


خدا شاهدغصه واندوهم بود


به تومی اندیشم


واز تومی گیرم هرچه


انگیزه درونم دارد


روزها می گذرد


عشق مان رو به خدایی شدن است!!!


رو به برتر شدن از هر حسی


که دراین عالم خاکی پیداست


دوست می دارم از همین نقطه خالی


تا عرش....


دوست می دارم


از زمین تا به خدا!!!!!


+ يادگاري از : سکوت در جمعه دهم آذر 1385 و لحظه عشق 21:31 |


irLearn.com

center"> ???

WWW.B4s-Love.BLOGFA.COM-->

*
*
*
*
*
*
*

*
*
*
*
*
*
*