تبليغاتX
نمي دانم رفتنت را ، به پاي کدامين گناه خود بگذارم ؟ عشقم ؟ صداقتم ؟ شايد هم صميميتم ؟ بگو تا بدانم !.......

واپسین لحظه های زیبای عشق

+ يادگاري از : سکوت در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 و لحظه عشق 16:29 |

من شمردمو اون داشت ، به لبام نگاه می کرد

پشت پنجره اروم ، داشت منو صدا می زد

حرفامون یه جور نامست ، با جوابای ساده

خوش به حال اون که زود ، نامشو جواب داده

گرد خستگی ها رو ، از روگونه هاش چیدم

گریه هامو بوسید و ، گونه هاشو بوسیدم

زیر سایه ی این شوق ، من نوشتم و اون خوند

من شکفتمو اون گفت ، من نشستم و اون موند

زندگی یه بازی بود ، ما یه مهره از شطرنج

وعده مون بازم پاییز ، ساعت همیشه پنج

 

                                                                                   (  مریم حیدرزاده )

+ يادگاري از : سکوت در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 و لحظه عشق 16:14 |

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه نهم آبان 1385 و لحظه عشق 20:10 |

چـه آسان بر نگاهــت دل سپــــــردم

 

بـــه یکـــــباره دلــــــــم را گــــــــم نمودم

 

مـــیــــــان حـــــــرفـــــهای پـــــوچ مــــــردم

 

تـــــــو را هــــــر لــــحظــــه در قــــلبم سپردم

 

چـــــه آســـــــان تــــو مـــرا از یـــــاد بـــــــــردی

 

نــــگــــاهــــــم را پـــــــــر از انــــــدوه کــــــــردی

 

بـــه زیـــر ســــایه عشــــقــــت نــشـــســـتم

 

امـا تــــو عــــاقــــبــــت را انـــــکار کـــــردی

 

چـــه بیخـــود مـــن تـــلاشی پــوچ کردم

 

زمیــن قلــب خــود را کــهنه کــردم

 

چه بیخود دلسپردم به نگاهت

 

نــدانستم که بیخود پل شکستم

 

 

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه نهم آبان 1385 و لحظه عشق 20:9 |

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه نهم آبان 1385 و لحظه عشق 19:59 |

نمی خوام بین من و بین دلت جنگ باشه

نمی خوام عشقی که تو نداری کم رنگ بشه

من فقط یه چیزی از خدا می خوام،دلم می خواد

واسه یکبارم شده دلت برام تنگ بشه

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه نهم آبان 1385 و لحظه عشق 19:54 |

تو هوای ِبغض ِ باغچه، تُو همون الهه هستی
 
که با دست مهربونت، زخم آینه ها رُ بستی
 
توی ِ قصّه ی شبونه، تو همون فرشته هستی
 
که تو تکرارِ هَراسَم، شبُ از پایه شکستی
 
تو همونی که می تونی،واس ِ من غزل بخونی
 
توی ِ دریای ِ نگاهت، قایِق عشقُ برونی
 
تو همونی که می خواستم،قصّه هام مالِ تو باشن
 
گلای باغچه می خواستن، که با دستای تو واشَن
 
تو همون پنجره هستی، که تو شعرام خونه داری


+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه نهم آبان 1385 و لحظه عشق 19:43 |

با همه ی لحن خوش اوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام
ای دو سه تا کوچه ز ما دور تر
نغمه تو از همه پر شور تر
کی میشود این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ما میشدی
مابه اسایه ما میشدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم اتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو ارامه جان من است
نامه تو خط امان من است
ای نگهت خواستگه افتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده بر انداز به چشمم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
این نفست یارو مدد کار ما
کی و کجا وعده دیدار ما


 

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه نهم آبان 1385 و لحظه عشق 19:35 |

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه نهم آبان 1385 و لحظه عشق 19:31 |

به پیش پای تو شاید که چون یک مشت خاک بی بها گردم

برای قلب تو شاید خدا گردم

نمی دانم که در جای نگین تاج زرین کلاهت جای می گیرم

و یا در زیر پاهای تو بی رحمانه می میرم.... شاید

نمی دانم که بعد از سالهای سخت و دشوار که بعد از روزهای گرم و شیرین زمان مردنم آیا در آغوش تو

جانم را خدا گیرد ؟؟!!

و یا این آرزو در نطفه می میرد ... شاید

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه نهم آبان 1385 و لحظه عشق 19:23 |


irLearn.com

center"> ???

WWW.B4s-Love.BLOGFA.COM-->

*
*
*
*
*
*
*

*
*
*
*
*
*
*