وقتی از مادر متولد شدم ، صدایی در گوشم طنین انداخت .
که بعد از این با تو خواهم بود
به اوگفتم که کیستی ؟ گفت : غم
فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با او بازی خواهم کرد
ولی بعدها فهمیدم ! که من عروسکی هستم در دستان غم .

+ يادگاري از : سکوت در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و لحظه عشق
21:49 |

