تبليغاتX
نمي دانم رفتنت را ، به پاي کدامين گناه خود بگذارم ؟ عشقم ؟ صداقتم ؟ شايد هم صميميتم ؟ بگو تا بدانم !.......

واپسین لحظه های زیبای عشق - خسته شدم....
خسته شدم

دیگه از خستگیام خسته شدم

دیگه ار بستگیام بسته شدم

میزنم تیغ به بند بستگی

مگه آزاد بشم ز خستگی

بسه تنهایی دیگه توی قفس

بسه این قفس بدون همنفس

دیگه بسه تشنگی بدون آب

خوردن فریب و نیرنگ سراب

واسه هرکی دل من تنگ میشه

تا میفهمه دلش از سنگ میشه

دوستی از روی زمین پاک شده

مردی و مردانگی خاک شده

هر کی فکر خودشه تو این زمون

تو نخ آب یخ و گرمی نون

باید حرف دلمو گوش کنم

همه دنیا رو فراموش کنم

دستمو بلند کنم به آسمون

خودمو رها کنم ار این و اون

دلمو جدا کنم از آدما

سینمو پر کنم از یاد خدا

دیگه بسه دیگه بسه انتظار

ابر رحمت به سر دنیا ببار

شب تاره شب تاره شب تار...

آسمون ، خورشید و بردار و بیار

 

+ يادگاري از : سکوت در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و لحظه عشق 14:22 |


irLearn.com

center"> ???

WWW.B4s-Love.BLOGFA.COM-->

*
*
*
*
*
*
*

*
*
*
*
*
*
*